نوشته های خاکستری

๑۩۞۩๑ جدیدترینها فقط در این سایت ๑۩۞۩๑

نوشته های خاکستری

๑۩۞۩๑ جدیدترینها فقط در این سایت ๑۩۞۩๑

سرقت کفشهای کریس از رختکن ورزشگاه مونیخ

بازیکنان رئال مادرید دقایقی قبل از شروع بازی نیمه نهایی لیگ قهرمانان شوکه شدند.

ظاهرا شش جفت کفش بازیکنان رئال به سرقت رفته بود که سه جفت متعلق به کریس رونالدو ستاره این تیم بود . مسعود اوزیل و کریم بنزما صاحبان سه جفت کفش دیگر سرقت شده بودند.
خبر خیلی زود به بیرون از رختکن رئال منتقل شد ولی مسئولان باشگاه بایرن و ورزشگاه آلیانس آرنا نسبت به آن واکنشی نشان ندادند هر چند تمامی اتاقها با دوربین مدار بسته کنترل می شود. رئال شکایتی دراین زمینه به یوفا ارائه کرده است .

خطرناک ترین خط حمله فوتبال اروپا

تیم فوتبال رئال مادرید به لطف درخشش سه مهاجم پرتغالی، فرانسوی و آرژانتینی‌اش صاحب خطرناک ترین خط حمله در بین تیم‌های اروپایی شد.

به گزارش سرویس ورزشی جام نیوز به نقل از روزنامه مارکا، سه مهاجم مطرح تیم فوتبال رئال مادرید به نام های کریستیانو رونالدو، کریم بنزما و گونزالو هیگواین از ابتدای فصل تاکنون و در حالی که این تیم هنوز در لیگ اسپانیا و لیگ قهرمانان اروپا بازی دارد، توانسته اند روی هم 99 بار گلزنی کنند که این تعداد در میان تیم های اروپایی از همه بیشتر است و نوعی رکورد محسوب می شود.

رونالدو پرتغالی که فصل گذشته آقای گل لالیگا شد، تاکنون 47 بار برای تیمش در مسابقات مختلف گلزنی کرده و بهترین گلزن نام دارد. او 37 بار در لالیگا، 6 گل در اروپا، 3 گل در جام حذفی و یک گل نیز در سوپر جام اسپانیا به ثمر رسانده است.

پس از رونالدو، کریم بنزما با 28 گل (17 گل در لالیگا، 7 گل در اروپا، 3 گل در جام حذفی و یک گل در سوپر جام اسپانیا) قرار دارد و هیگواین نیز با 24 گل زده (20 گل در لالیگا، 3 گل در اروپا و یک گل در جام حذفی) سومین مهاجم خطرناک کهکشانی ها محسوب می شود.

در میان سایر تیم های اروپایی بارسلونا نزدیکترین آمار را به رئال دارد. مثلث تهاجمی این تیم یعنی مسی، فابرگاس و الکسیس سانچز روی هم 81 بار دروازه حریفان را باز کرده اند که سهم مسی با 55 گل بیشتر از بقیه است. فابرگاس با 15 و سانچز نیز با 11 گل در رده های بعدی هستند.

تیم بایرن مونیخ با گلزنی گومز، روبن و ریبری و مجموع 67 گل در رده سوم است و منچسترسیتی و منچستریونایتد نیز با 57 و 50 گل زده در رده های بعدی هستند.

کفاشیان به دیدار راسل می رود

فعلا هیچ پیشنهادی برای بازی تیم ملی و بارسلونا مطرح نشده است.

به گزارش خبرآنلاین؛علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال که روز سه شنبه پیراهن مسی را از نماینده مدارس فوتبال بارسلونا در تهران گرفت، پیام تبریکی نیز از سوی ساندرو راسل رئیس این باشگاه دریافت کرد. کفاشیان که البته زیاد در قید و بند این چیزها نیست در پیغامی به راسل تاکید کرد: «به زودی شما را ملاقات خواهم کرد، یا در ایران و یا در اسپانیا.» البته بازی یکی از تیم های ایرانی و یا حتی تیم ملی با بارسلونا کمی رویایی به نظر می رسد ولی عباس ترابیان سرپرست سابق کمیته بین الملل و رئیس فعلی فوتسال که در واقع این بین نقش اصلی را بازی می کرد، به خبر آنلاین می گوید: «فعلا هیچ پیشنهادی در این زمینه وجود ندارد ولی آقای کفاشیان خیلی علاقه دارند که به اسپانیا بروند. قطعا تا زمانیکه پیشنهاد پخته ای وجود نداشته باشد، رئیس فدراسیون به این کشور سفری نخواهند داشت.»

 

عادل فردوسی پور در محاصره ربات ها+عکس

هفتمین دوره مسابقات بین المللی ربوکاپ آزاد ایران از دیروز در تهران آغاز شده است؛ در این مسابقات و در یک بازی نمایشی و هیجان انگیز با حضور عادل فردوسی پور، مجری و تهیه کننده برنامه پربینده نود ، رضا جاودانی مجری شبکه سوم سیما، تیم انسان ها برابر ربات ها متوقف شد .
در این بازی که با استقبال تماشاگران حاضر در مسابقات بین المللی روبوکاپ آزاد ایران 2012 مواجه شد؛ در ابتدا تیم ربات فوتبالیست سایز متوسط MRL از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین گل اول بازی را به ثمر رسانند اما در ادامه بازی عادل فردوسی پور با ثمر رساندن یک گل بازی را به تساوی کشاند .
تیم ربات فوتبالیست سایز متوسط MRL از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین سابقه کسب چند عنوان قهرمانی مسابقات بین المللی روبوکاپ آزاد ایران و مقام سومی مسابقات جهانی روبوکاپ ترکیه رادر سال 2011 دارد . /ط

انتخاب یک دانشجوی ایرانی برای حمل مشعل المپیک

مصطفی سلیمانی دانشجوی مقطع دکترای رشته مهندسی برق در دانشگاه ساوتمپتون درباره چگونگی انتخابش به عنوان حمل کننده مشعل المپیک در لندن گفت: پروسه انتخاب برای شخص مورد نظر بسیار سخت بود اما خوشبختانه توانستم در نهایت به عنوان حمل کننده مشعل المپیک لندن انتخاب شوم.

 

 

وی گفت: زمانی که دانشجوی مقطع لیسانس در دانشگاه بیرمنگام بودم، برای حمل مشعل المپیک کاندیدا شدم و این دانشگاه که جزو سه دانشگاه برتر ورزشی در لندن محسوب می‌شود، با توجه به سوابق ورزشی ام در رشته هایی همچون فوتبال ، شنا و ... و همچنین برگزاری مسابقات خیرخواهانه، من را به عنوان نماینده موردنظر به موسسه‌ای که وظیفه انتخاب فرد حمل کننده مشعل را داشت معرفی کرد و پس از آن، بررسی ها برای انتخاب فرد موردنظر آغاز شد.

 

این دانشجوی ایرانی با بیان اینکه پس از ماه‌ها بررسی و پر کردن چندین فرم در نهایت ژانویه امسال اعلام شد که من برای این مسئولیت انتخاب شده‌ام، گفت: در حال حاضر از مسافتی که باید مشعل را حمل کنم اطلاعی ندارم و تنها عنوان کرده اند که دوم جولای در منطقه راگبی باید برای حمل مشعل حاضر باشم و احتمالا لباس مورد نظر را هم مسئولان به من خواهند داد.

 

این دانشجوی ایرانی اضافه کرد: زمانی که به عنوان حمل کننده مشعل المپیک انتخاب شدم به این فکر بودم که چطور می‌توانم به عنوان یک فرد ایرانی هویت و ملیت خود را از طریق رسانه‌ها به سایر کشورها معرفی کنم. احساس می‌کنم انتخاب من به عنوان حمل کننده مشعل المپیک فرصت بسیار خوبی است تا فرهنگ ایران هرچه بیشتر به جهانیان شناسانده شود.

 

این دانشجوی ایرانی 25ساله با اشاره به اینکه 8 سال است برای تحصیل در لندن اقامت دارد، گفت: خانواده من یک خانواده ورزشی است، به طوری که پدرم در مسابقات کشتی قهرمانی کشور شرکت می‌کرد و عموهایم نیز با این ورزش آشنایی دارند.

 

وی اضافه کرد: در حال حاضر برای گذراندن تعطیلات عید به ایران آمده‌ام و در پایان فروردین‌ به لندن بازخواهم گشت.

این همه سال گذشت و ما تنها یک «ورزشگاه آزادی» داریم!

این روزها در محافل ورزش، بحث کم شدن سهمیه‌های لیگ قهرمانان آسیا پیچیده و همه با اشاره با نشست چندی پیش مسئولان کنفدراسیون فوتبال آسیا به این مهم پرداخته‌اند که این کار بازی عرب‌ها برای دست یافتن به سهمیه‌های بیشتر در لیگ قهرمانان و کاهش سهمیه ایران است.اینکه آیا این کار سران فوتبالی کشورهای عربی، کاری از روی غرض‌ورزی با فوتبال ماست یا نه و تأکید بر لزوم اینکه ما نیز باید از افراد صاحب نفوذی در کنفدراسیون بهره ببریم تا این دسیسه‌ها را خنثی کند و مانع از بین رفتن حقوق شود، بر کسی پوشیده نیست و ما نیز روز گذشته با بازی جدید کشورهای عربی برای کسر سهمیه فوتبال ایران به این مهم پرداخته‌ایم.

اما خوب است در این فرصت، از زاویه‌ای جدید به این مسأله بنگریم. روشن است که این پیشنهاد (که وزن مؤلفه‌هایی چون بیننده و سطح کیفی لیگ را کم کنند و بیشتر به امتیاز ملاک‌هایی همچون ورزشگاه‌های استاندارد و زیرساخت‌ها توجه شود) بیشتر از سوی کشورهای عربی و برای پوشش دادن ضعف آنان در این حوزه‌ها مطرح شده است. چنان که می‌بینیم، نه از لیگ آنها استقبال می‌شود و نه از بازی‌های ملی و حتی حربه‌های تبلیغاتی آنها نیز برای کشاندن بیننده به استادیوم‌ها هم کارساز نیست و حتی در زمان نامزدی قطر برای میزبانی جام جهانی، بسیاری آن را خنده‌دار توصیف می‌کردند. از سوی دیگر، اما ما همواره به بیننده‌های پر شور و شوقمان بالیده‌ایم و آنها را بزرگترین سرمایه‌های فوتبالی خود برشمرده و هر بار که ورزشگاه آزادی با صد هزار نفر میزبان حریفان بوده، به خود بالیده‌ایم، ولی چرا امروز از احتمال این تصمیم می‌ترسیم و آن را تنها به نیرنگ و دسیسه‌های عرب‌ها برای انتقام‌جویی از فوتبال خودمان نسبت می‌دهیم؟ آیا همین تماشاگرانی که در این سال‌ها به عنوان بزرگترین سرمایه‌های فوتبالی‌مان از آنها یاد کرده‌ایم، لیاقت داشتن ورزشگاه‌های استاندارد را ندارند؟ چرا در همه این سال‌ها سهم بینندگان، تنها ورزشگاه آزادی بوده است؟

پرسش مهمتر این که چرا ما باید از مطرح شدن گزینه‌های چون استاندارد بودن ورزشگاه‌ها و توسعه زیرساخت‌های فوتبالی‌مان بترسیم؟
معمولا مدیری را موفق و خلاق می‌دانند که تهدید‌ها را تبدیل به فرصت کند؛ اما اینجا سال‌های سال، فرصت‌هایی بوده که هدر رفته و اکنون از دست دادن این فرصت‌ها، خود به یک تهدید تبدیل شده است.

بنابراین، اگر در همه این سال‌ها، نگاهی اصولی به مدیریت ورزشمان داشتیم، آیا امروز باز هم در هراس بودیم؟ اگر ورزشگاه‌های بزرگ و نیمه تمام خود را تا کنون به پایان رسانده بودیم، باز هم از بازی کثیف عرب‌ها دم می‌زدیم؟

نکته اصلی در اینجاست که سال‌ها به مسائل اساسی و زیربنایی توجه نکرده و هم‌اکنون مانده‌ایم چه کنیم و این در حالی است که کشور کوچکی در خلیج فارس، میزبان جام جهانی شده و ما هنوز می‌ترسیم که به دلیل استاندارد نبودن ورزشگاه‌هایمان، کاهش سهمیه داشته باشیم.

نکته دیگر این است؛ «کار نیکو کردن از پر کردن است». این همه ورزشگاه نیمه‌کاره و نیمه‌ساز در سراسر کشور ساخته‌ایم؛ پروژه‌هایی که بعضا بیست سال از آغاز ساختشان می‌گذرد و هنوز به بهره‌برداری نرسیده اند و هر از گاهی، سوژه گزارشی می‌شوند.

اگر به جای این همه پروژه نیمه‌کاره، یک یا دو نمونه مناسب را برمی‌گزیدیم و به پایان می‌رساندیم، بهتر نبود؟ چرا که دیگر مجبور نبودیم همه بازی‌هایمان را در ورزشگاه پیر آزادی برگزار کنیم و همچنین مجبور نبودیم خطر تهدید کسر سهمیه را پشت گوشمان احساس کنیم.

بر کسی پوشیده نیست که اگر از راه لطمه‌ای ببینیم، بیش از هر کسی خودمان مقصریم که در همه این سال‌ها، نگاهی به زیرساخت‌های ورزشی‌مان نکرده ایم. این همه سال گذشت و ما تنها ورزشگاه آزادی را برای برگزاری بازی‌های ملی‌مان داریم!